5 تیر 1400

مرحلهٔ آخر

۲۴ خرداد اومدم مرخصی و الان هم ۵ تیره. تو این مدت فقط یک نوشته توی سایت ویرگول منتشر کردم و بیشتر وقتم رو به دورهمی و معاشرت با آدم‌ها گذروندم. انگار هر چی خدمتت می‌ره بالاتر بهتر می‌فهمی که چطور از مرخصی‌هات استفاده کنی. هنوز درک این قضیه سخته اما ۱۹ تیر می‌شم ۱۷…

25 بهمن 1399

تجربیات من از منشی شدن در پادگان

منشی شدن؟! همیشه یکی از ترس‌های زندگیم، تلفنی صحبت کردن با یه نفر بود! شاید اگه با من تا الان تلفنی صحبت کرده باشید، هیچ وقت متوجه این موضوع نشدید اما نمی‌دونید موقع تلفنی حرف زدن درون من چی می‌گذره! ارتباط با آدم‌ها هم همیشه برام سخت بود و همیشه احساس می‌کردم توی آداب معاشرتم…

20 آبان 1399

این بار طوری دیگر [آدیوبلاگ]

این اولین آدیوبلاگ منه! نمی دونم خوب شد یا نه. فردا ساعت یازده پروازمه و این دفعه اگه چیز خاصی پیش نیاد، می‌رم و شش ماه می‌مونم پادگان. حرفام رو این‌دفعه به صورت صوتی گفتم. اولین تجربهٔ آدیوبلاگم نمی‌دونم چجوری می‌شه. لطفا اگه گوش کردین حتما نظرتون رو توی کامنت‌ها بگید. نه امکانات خاصی داشتم…

16 فروردین 1399

از مشهد به زاهدان

فلانی بیرجند، فلانی بندرعباس، کمالی، اوه زاهدان! این دقیقا صداهایی بود که دیروز موقع خوندن اسم‌ها شنیدم. دورهٔ آموزشیم شوخی شوخی تموم شد و امریه‌هامون اومد برای ادامهٔ خدمت. موقع رفتن به سربازی، همه از اسم زاهدان ترس دارن. داستان‌های ترسناکی ازش تعریف می‌کنن و می‌گن که بدترین شرایط خدمتی اونجا وجود داره. سرنوشت من…

6 دی 1397

خداحافظ دانشگاه، سلام سربازی

امروز ۱۸ مهر ۱۴۰۰ و حدود ۱۴ روز پیش خدمت من تموم شد! اگر شما هم مثل من موندین که چه کاری انجام بدین من هیچ پیشنهادی نمی‌تونم بهتون بکنم. چون بسته به شرایط و شانس خدمتی شما ممکنه اوضاع به کلی تغییر کنه. اما این رو یادتون باشه اگر خواستید برید خدمت حتما و…