محمد کمالی وبلاگ‌نویس و رویاپرداز

نویسندهمحمد کمالی

یک علاقه‌مند به دنیای وب و تکنولوژی که دوست داره تجربیاتش و مطالب جالبی که در سطح وب گیرش میاد رو توی وبلاگش منتشر کنه تا بقیه هم بتونن ازشون استفاده کنن.

دوباره باید بروم

فردا ساعت ۱۱ پروازمه و باید دوباره برای ۳ ماه زاهدان باشم. زیاد نمی‌خوام چیزی بنویسم ولی فقط می‌خوام بگم که این‌دفعه یک آدم دیگه داره می‌ره زاهدان. من همون محمد کمالی‌ام ولی با یه نسخهٔ جدیدتر و بهینه‌تر. هیچ وقت فکر نمی‌کردم رفتن پیش روانشناس اینقدر بتونه کمک کننده باشه! راستش میزان ناراحتیم از رفتن خیلی خیلی کم شده! خیلی آماده‌ام و دیگه می‌دونم با چه چیزهایی قراره روبرو شم. مامان و بابا،...

نجات دهندگان من در آن روزهای سخت

قبلا هم گفتم، نوشتن برای من همیشه یه مرهم بوده. توی اتوبوس که نشستم اولین کاری که کردم این بود که دفترچه و خودکارم رو در آوردم و شروع کردم به نوشتن. همین کار باعث شد تا یه گزارش‌نویسی داشته باشم تا پایان اون سه ماه. حدود ۳۰ صفحه مطلب نوشتم و همشون هم با ساعت و تاریخ دقیق ثبت شده. هر موقع خیلی روم فشار میومد احساس می‌کردم یه نفر توی کیفم هست که می‌تونم باهش درد و دل کنم و اون قشنگ به حرفام گوش...

آن ۹۰ روز جهنمی!

حتی همین الان که می‌خوام شروع کنم به نوشتن راجع به اون ۹۰ روز حالم بد می‌شه. ولی خب شاید نوشتن این چیزها یه روزی تسکین باشه برای یه نفر و مهم‌تر از همه ثبت بشه برای خودم که یادم نره چه روزهایی رو گذروندم. روز ۱۵ فروردین امریه‌هامون رو دادن و مال من خورده بود زاهدان. مامانم دم در پادگان وایستاده بود و گفت کجا افتادی گفتم زاهدان، گفت داری شوخی می‌کنی و برگه رو بهش نشون دادم. قیافه مامان و بابام رو...

از مشهد به زاهدان

فلانی بیرجند، فلانی بندرعباس، کمالی، اوه زاهدان! این دقیقا صداهایی بود که دیروز موقع خوندن اسم‌ها شنیدم. دورهٔ آموزشیم شوخی شوخی تموم شد و امریه‌هامون اومد برای ادامهٔ خدمت. موقع رفتن به سربازی، همه از اسم زاهدان ترس دارن. داستان‌های ترسناکی ازش تعریف می‌کنن و می‌گن که بدترین شرایط خدمتی اونجا وجود داره. سرنوشت من هم اینطوری رقم خورد و حالا قراره برم زاهدان و ۲ سال رو اونجا سپری کنم. بچه‌ها توی...

سلام ویرگول

نمی‌دونم با سایت ویرگول آشنایی دارین یا نه، من از همون اوایل متولد شدنش تقریبا در جریانش بودم. چندین بار تصمیم گرفتم تا عضوش بشم و اونجاهم فعالیت کنم. اما به یه سری دلیل موجه و ناموجه هیچ‌وقت این کار رو انجام ندادم. دلایل قوی‌ای برای این کار داشتم و قصد دارم در آینده اون‌ها رو توی یه پست جداگانه توضیح بدم. بالاخره عضو ویرگول شدم و چیزی که جذبم کرد مینیمال و ساده بودنش بود. موقع نوشتن مطلب توی...

مواد لازم برای ماندن در قرنطینه‌ٔ خانگی

روزها و شرایط سختی رو داریم می‌گذرونیم. سال ۹۸ خوبی‌هایی داشت اما فکر می‌کنم بدی‌ها و تلخی‌هاش بیشتر بود. روزهای آخرش هم داره با قرنطینه‌ی خانگی می‌گذره! تو این پست می‌خوام به مواردی اشاره کنم که این قرنطینه‌ی خانگی رو برامون آسون تر می‌کنه. یه سری موارد خیلی بدیهی که شاید یادآوری اون‌ها زیاد بد نباشه. من به خاطر شخصیتم و سبک زندگی‌ای که دارم همیشه تو خونه‌ام مگر اینکه خلافش ثابت بشه! حالا...

پیشنهاد خرید هاست وردپرس

اگر سایت وردپرسی ای برای خودتون دارید یا می‌خواید یه سایت وردپرسی برای خودتون راه اندازی کنید، دغدغه‌ی خرید هاست وردپرس رو حتما خواهید داشت! همین الان اگه خرید هاست وردپرس رو گوگل کنید کلی نتیجه برای شما میاد با مشخصات و قیمت های مختلف! اما هاستی که مناسب وردپرس باشه شرایطش فرق می‌کنه. این سیستم مدیریت محتوا نسبت به سایر سیستم‌ها به رم بالایی نیاز داره تا بتونه پردازش رو به خوبی برای شما انجام...

رسیده وقت رفتن

انگار همین چند روز پیش بود که داشتم این پست رو می‌نوشتم! اما خب یک سال و یک ماه گذشته از نوشتن این پست! خداحافظ دانشگاه، سلام سربازی امروز چهارشنبه اس و شنبه صبح هم من اعزام می‌شم. فعلا راجع به اتفاقاتی که افتاده تمایل ندارم صحبت کنم اما همینقدر بگم که یه شرایط نسبتا خوبی برام به وجود اومده که واقعا من فکرشم نمی‌کردم! بگذریم، الان که شما دارید این پست رو می‌خونید من توی پادگانم و نمی‌دونم دقیقا...

من، کتاب کاغذی، کتاب الکترونیکی

تا دیروز بعد از ظهر من از مخالفای سرسخت کتاب‌های الکترونیکی بودم! آخه کتابی که نشه لمسش کرد و یا بوی کاغذش رو حس کرد که دیگه کتاب نیست! برای همین همیشه برام سوال بود که چطور یه عده می‌رن سراغ این نوع از کتاب‌ها و حتی دیگه به کتاب کاغذی اون‌ها رو ترجیح می‌دن. الان بهتون توضیح می‌دم که چرا یهو نظرم اینقدر تغییر کرد و از یه تباهی (از نظر خودم) در اومدم. ۱. دسترسی خیلی خیلی راحت به کتاب دیشب بی‌خوابی...

شکسته، فیلمی که مغزتان را قلقلک خواهد داد!

دیشب توی قسمت ژانر وحشت فیلیمو می‌گشتم و می‌خواستم یه فیلم ترسناک ببینم، بین فیلم های مختلف می‌چرخیدم و نظرات بقیه، نمره و توضیحات فیلم ها رو می‌خوندم. چیزی جذبم نکرد تا یهو به یه فیلم رسیدم به اسم شکسته! توضیح یک خطیش جذبم کرد و کامنت ها هم مثبت بود. به هوای یه فیلم ترسناک نشستم پاش اما خب بعد فهمیدم دسته‌بندی این فیلم اشتباه بوده و باید توی ژانر معمایی/هیجان انگیز قرار می‌گرفته! اصلا دوست ندارم...

محمد کمالی وبلاگ‌نویس و رویاپرداز

محمد کمالی

یک علاقه‌مند به دنیای وب و تکنولوژی که دوست داره تجربیاتش و مطالب جالبی که در سطح وب گیرش میاد رو توی وبلاگش منتشر کنه تا بقیه هم بتونن ازشون استفاده کنن.

آرشیو وبلاگ

دسته‌بندی های وبلاگ

آخرین دیدگاه‌ها

حمایت شما یه لطف بزرگ برای منه، مخصوصا الان که سربازم. اگر دوست داشتید روی دکمه‌ی حمایت کلیک کنید.حمایت مالی ❤️
+